تازه: پلن رایگان حساب‌شاپ — تا ۱۰ فاکتور در روز، بدون پرداخت و بدون تاریخ انقضا. بیشتر بخوانید ←
قیمت‌گذاری و سود

بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته: فرمول، مثال و اشتباه‌های رایج

تیم حساب‌شاپ ·انتشار ·۱۲ دقیقه مطالعه
پاسخ کوتاه

بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته یعنی کالاهایی که در یک دوره فروختید برای خودتان چقدر تمام شده بود. فرمولش: موجودی اول دوره، به‌اضافهٔ خرید خالص (خرید و کرایهٔ حمل خرید، منهای برگشت و تخفیف خرید)، منهای موجودی پایان دوره؛ همه به بهای خرید، نه قیمت فروش. فروش خالص منهای این عدد، سود ناخالص است.

چرا «خرید این ماه» بهای تمام‌شده نیست، فرمول دوره با یک مثال عددی، فرق روش ادواری و دائمی، و جدول چیزهایی که جزء بهای کالا هست و نیست.

«این ماه چقدر سود کردیم؟» برای جواب‌دادن به این سؤال، یک عدد از همه مهم‌تر است و همان عددی است که بیشتر فروشگاه‌ها حدسی می‌زنند: بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته. یعنی کالاهایی که فروختید، برای خودتان چقدر تمام شده بود.

حدسِ رایج این است که «جمع خریدهای این ماه» همان بهای تمام‌شده است. نیست. ماهی که انبار را برای عید پر کرده‌اید، خریدتان سه برابر فروش است و با این حساب ضرر کرده‌اید؛ ماهی که از موجودی قبلی فروخته‌اید، خرید کم است و سودتان باورنکردنی به نظر می‌رسد. هیچ‌کدام واقعی نیست.

فرمول بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته

فرمول ساده است و از یک منطق ساده می‌آید: هر کالایی که در دوره داشته‌اید، یا هنوز در انبار است، یا فروش رفته.

بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته = موجودی اول دوره + خرید خالص دوره − موجودی پایان دوره

«خرید خالص» یعنی خرید دوره، به‌اضافهٔ هزینه‌هایی که برای رساندن کالا به انبار داده‌اید (کرایهٔ حمل خرید، هزینه‌های گمرکی اگر وارد می‌کنید)، منهای برگشت از خرید و تخفیفی که از تأمین‌کننده گرفته‌اید.

همهٔ این عددها به قیمت خرید است، نه قیمت فروش. موجودی پایان دوره را هم با بهای خریدش حساب می‌کنید، نه با برچسب قیمتی که روی قفسه است.

یک مثال عددی

فروشگاهی در یک فصل این عددها را دارد (تومان):

قلم مبلغ
موجودی اول فصل، به بهای خرید ۱۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰
خرید فصل ۳۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰
کرایهٔ حمل خریدها ۶٬۰۰۰٬۰۰۰
برگشت از خرید (۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰)
خرید خالص ۲۹۶٬۰۰۰٬۰۰۰
کالای آماده برای فروش ۴۱۶٬۰۰۰٬۰۰۰
موجودی پایان فصل، به بهای خرید (۱۴۰٬۰۰۰٬۰۰۰)
بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته ۲۷۶٬۰۰۰٬۰۰۰

اگر فروش خالص همین فصل ۴۲۰ میلیون تومان باشد، سود ناخالص ۱۴۴ میلیون تومان است؛ یعنی از هر صد تومان فروش، حدود ۳۴ تومان پیش از هزینه‌های جاری برایتان می‌ماند.

حالا ببینید اگر کسی «خرید فصل» را جای بهای تمام‌شده بگذارد چه می‌شود: ۴۲۰ منهای ۳۰۰، سود ۱۲۰ میلیون. بیست‌وچهار میلیون تومان سود گم شده، فقط چون انبار آخر فصل پرتر از اولش بوده. در فصل بعد که همان انبار فروش برود، عکسش اتفاق می‌افتد.

روش ادواری و روش دائمی

فرمول بالا را روش ادواری می‌گویند: آخر دوره انبار را می‌شمارید و بهای تمام‌شده از تفاوت درمی‌آید. دو ضعف دارد:

  • فقط آخر دوره جواب می‌دهد. وسط ماه نمی‌دانید چقدر سود کرده‌اید، چون موجودی آن لحظه را نشمرده‌اید.
  • کسری انبار در آن گم می‌شود. کالایی که دزدیده شده، شکسته یا بی‌فاکتور رفته، در شمارش پایان دوره نیست و فرمول آن را «فروش‌رفته» حساب می‌کند. بهای تمام‌شده بزرگ‌تر می‌شود و هیچ‌کس نمی‌فهمد چرا.

در روش دائمی، بهای هر کالا در همان لحظهٔ فروش حساب و ثبت می‌شود. هر فاکتور فروش دو سند دارد: یکی برای فروش، یکی برای بهای تمام‌شده که موجودی کالا را به همان ارزش کم می‌کند. آخر دوره، جمع همین سندها بهای تمام‌شدهٔ دوره است، و انبارگردانی فقط اختلاف را نشان می‌دهد. آن اختلاف هم جدا ثبت می‌شود، با اسم خودش: کسری انبار.

این دو روش در یک فروشگاه درست‌کار باید به یک عدد نزدیک برسند. اگر نرسیدند، فاصله‌شان یک پیام است: یا کسری انبار دارید، یا جایی خرید یا فروشی ثبت نشده. چند منشأ رایج همین فاصله را در شش دلیل رایج اختلاف موجودی نوشته‌ایم.

قیمت هر فروش از کدام خرید می‌آید

در روش دائمی یک سؤال پیش می‌آید: کالایی را سه بار با سه قیمت خریده‌اید؛ فروش امروز کدام قیمت را دارد؟ دو جواب رایج:

میانگین موزون. ده عدد با قیمت ۱۰۰ هزار تومان و ده عدد با ۱۲۰ هزار تومان یعنی بیست عدد با میانگین ۱۱۰ هزار تومان. فروش پنج عدد، ۵۵۰ هزار تومان بهای تمام‌شده دارد.

اولین ورود، اولین خروج (FIFO). پنج عددی که فروختید از ده‌تای اول حساب می‌شوند: ۵۰۰ هزار تومان.

هیچ‌کدام غلط نیست. مهم این است که یکی را انتخاب کنید و وسط سال عوضش نکنید. مقایسهٔ کامل‌شان در فایفو، لایفو و میانگین موزون است.

چه چیزهایی جزء بهای تمام‌شده هست و چه چیزهایی نیست

جزء بهای تمام‌شده است جزء بهای تمام‌شده نیست
قیمت خرید، پس از تخفیف تأمین‌کننده هزینهٔ ارسال سفارش به مشتری
کرایهٔ حمل کالا تا انبار شما کارمزد درگاه پرداخت و کمیسیون مارکت‌پلیس
هزینه‌های گمرکی و ترخیص کالای وارداتی اجاره، حقوق، قبض و تبلیغات
کسری و ضایعات انبار (سطر جدای خودش را دارد)

قاعدهٔ ساده‌اش: هر هزینه‌ای که برای رسیدن کالا به قفسهٔ شما داده‌اید، بهای کالاست. هر چیزی که بعد از قفسه خرج شده، هزینهٔ دوره است.

مالیات ارزش افزودهٔ خرید هم اگر اعتبارش را از مالیات فروش کم می‌کنید، جزء بهای کالا نیست؛ پولی است که پس می‌گیرید.

سه اشتباه رایج

«قیمت فروش منهای آخرین قیمت خرید». آخرین خرید شاید گران‌تر یا ارزان‌تر از کالایی باشد که واقعاً فروختید. سود هر کالا را با بهای واقعیِ همان کالا بسنجید؛ حاشیهٔ سود واقعی هر کالا همین را با مثال نشان داده.

کرایهٔ خرید را هزینهٔ جاری زدن. اگر کرایهٔ رساندن جنس به انبار را جدا هزینه کنید، کالا ارزان‌تر از واقعیت به نظر می‌رسد و قیمت فروشی که از رویش می‌گذارید پایین‌تر از حد لازم می‌شود. قیمت‌گذاری کالا از همین بها شروع می‌کند.

کسری انبار را در بهای تمام‌شده قایم کردن. در روش ادواری این خودبه‌خود اتفاق می‌افتد. نتیجه‌اش این است که حاشیهٔ سودتان پایین می‌آید و دنبال مقصر در قیمت‌ها می‌گردید، در حالی که مشکل در انبار است. کسری را با انبارگردانی پیدا کنید و جدا ببینید.

بهای تمام‌شده و سود خالص

بهای تمام‌شده فقط پلهٔ اول است. فروش خالص منهای بهای تمام‌شده، سود ناخالص است؛ از آن هزینه‌های جاری کم می‌شود تا به سود خالص برسید. اگر سود ناخالص‌تان خوب است ولی آخر ماه چیزی نمی‌ماند، مشکل در هزینه‌هاست، نه در قیمت کالا. ادامهٔ این حساب را در سود خالص فروشگاه اینترنتی نوشته‌ایم.

آخر سال مالی هم همین عددها پایهٔ بستن حساب‌هاست؛ چک‌لیست بستن سال مالی از شمارش موجودی پایان سال شروع می‌کند.

در حساب‌شاپ

بهای تمام‌شده به روش دائمی حساب می‌شود: هر فاکتور فروش همان لحظهٔ تأیید، سند بهای تمام‌شده‌اش را هم می‌زند. روش ارزش‌گذاری را در تنظیمات انبار انتخاب می‌کنید: میانگین موزون متحرک (پیش‌فرض) یا FIFO. این انتخاب تا پیش از اولین گردش انبار باز است و بعد قفل می‌شود، تا بهای فروش‌های گذشته با فروش‌های بعدی ناسازگار نشود.

چند جا این عدد را می‌بینید:

  • روی خودِ فاکتور فروش: فروش خالص، بهای تمام‌شدهٔ کالا و سود ناخالص با درصدش. هزینهٔ پست، کارمزد و سربار عمداً در این سود نیست.
  • گزارش «سود کالا»: برای هر کالا فروش، بهای تمام‌شده، سود و درصد سود.
  • صورت سود و زیان: فروش ناخالص، برگشت و تخفیف، فروش خالص، بهای تمام‌شده و سود ناخالص، و پایین‌تر «ضایعات و کسری/اضافی انبار» در سطر جدای خودش.

سمت خرید هم رعایت می‌شود: «هزینه حمل» روی فاکتور خرید و «هزینه سربار» (مثلاً کرایه یا گمرک) روی کالاهای همان فاکتور پخش می‌شود و به بهایشان اضافه می‌شود. برگشت از خرید و برگشت از فروش هم بها را از همان مسیر درست می‌کنند؛ ثبت برگشت از خرید را در برگشت از خرید: سند حسابداری با مثال نوشته‌ایم. بقیهٔ گزارش‌ها در گزارش سود کالا و فروش و گزارش‌های مدیریتی است.

سؤال‌های پرتکرار

بهای تمام‌شدهٔ کالای فروش‌رفته با قیمت خرید چه فرقی دارد؟

قیمت خرید مبلغ یک فاکتور است. بهای تمام‌شده، بهای کالاهایی است که در یک دوره فروش رفته‌اند، با هر هزینه‌ای که برای رساندنشان به انبار داده‌اید. ممکن است کالایی که امروز فروختید، شش ماه پیش با قیمت دیگری خریده شده باشد.

موجودی پایان دوره را با قیمت خرید حساب کنم یا قیمت فروش؟

با بهای خرید. اگر با قیمت فروش حساب کنید، موجودی پایان دوره بزرگ‌تر می‌شود، بهای تمام‌شده کوچک‌تر، و سودی نشان می‌دهید که هنوز به دست نیامده.

برگشت از فروش بهای تمام‌شده را کم می‌کند؟

بله. کالایی که مشتری پس داده به انبار برمی‌گردد و بهای تمام‌شده‌ای که برایش ثبت شده بود هم برمی‌گردد. اگر برگشتی‌ها را ثبت نکنید، بهای تمام‌شده بیشتر از واقعیت نشان داده می‌شود.

کسری انبار جزء بهای تمام‌شده است؟

در روش ادواری خواه‌ناخواه در آن می‌رود، چون از فرمول جدا نمی‌شود. در روش دائمی بهتر است جدا ثبتش کنید تا ببینید چقدر است. کسری‌ای که دیده نمی‌شود، کم نمی‌شود.

برای فروشگاهی که هنوز نرم‌افزار ندارد، کدام روش عملی‌تر است؟

روش ادواری، به شرطی که هر ماه یا هر فصل واقعاً انبار را بشمارید و خریدها را کامل جمع بزنید. ولی همین که تعداد کالاها از چند ده قلم بگذرد، شمارش ماهانه سخت می‌شود و روش دائمی ارزش خودش را نشان می‌دهد.

حساب و کتاب فروشگاهتان را خودکار کنید

حساب‌شاپ سفارش‌های ووکامرس را می‌گیرد، فاکتور و سند حسابداری را خودش می‌سازد و موجودی را هم‌تراز نگه می‌دارد.

شروع رایگان
راهنمای کامل حسابداری فروشگاه اینترنتی از سفارش تا سند، بهای تمام‌شده، موجودی و گزارش‌های ماهانه، یک‌جا ←