نرمافزار حسابداری عمدهفروشی؛ قیمت یکی نیست
در عمدهفروشی قیمت یک عدد نیست: همان کالا برای مشتری بزرگ، مغازهٔ کوچک و همکار سه قیمت دارد. این را باید با «سطح قیمت» روی هر مشتری حل کرد، نه با تخفیف دستی روی فاکتور که سود واقعی هر مشتری را برای همیشه گم میکند.
چرا تخفیف دستی روی فاکتور، سود عمدهفروشی را بیسروصدا میخورد، چطور قیمت هر گروه مشتری را از قبل تعریف کنید، و کجا باید حواستان به نسیه باشد.
عمدهفروشی یک مسئلهٔ حسابداری دارد که خردهفروشی ندارد: قیمت، یک عدد نیست. همان کالا برای مشتری بزرگ یک قیمت دارد، برای مغازهٔ کوچک قیمتی دیگر، و برای همکار قیمتی سوم. اگر این را با تخفیف دستی روی فاکتور حل کنید — که اکثراً همین کار را میکنند — سود شما بیسروصدا آب میرود.
چرا تخفیف دستی، بدترین راه است
وقتی قیمت پایه یکی است و فروشنده روی فاکتور ده درصد تخفیف میزند، سه اتفاق میافتد. اول، هیچکس بعداً نمیداند این ده درصد سیاست شرکت بوده یا سلیقهٔ فروشنده. دوم، مشتریای که باید هشت درصد میگرفت، دوازده درصد میگیرد و کسی متوجه نمیشود. سوم، گزارش سود شما میانگینی از یک مشت تصمیم پراکنده میشود.
راه درست این است که قیمتها از قبل تعریف شده باشند. هر کالا تا پنج سطح قیمت فروش دارد، و روی هر فاکتور انتخاب میکنید کدام سطح اعمال شود. مشتری درجهیک، سطح دو. همکار، سطح سه. تخفیف دستی میماند برای موارد استثنایی، که آنوقت واقعاً استثنا هستند و دیده میشوند.
گروهبندی مشتریها، قبل از قیمتگذاری
پیش از اینکه سطح قیمت را تعریف کنید، مشتریها را گروهبندی کنید: همکار، مغازهٔ بزرگ، مغازهٔ کوچک، مشتری خاص. بدون این گروهبندی، هر تصمیم قیمتی، تصمیم تکبهتک است و تکرارشدنی نیست.
نسیه، ماهیت این کار است
در عمدهفروشی، نسیه استثنا نیست، قاعده است. یعنی تمرکز حسابداری شما باید روی این باشد که هر مشتری چقدر بدهکار است و بدهیاش چند روز عمر دارد. گزارش سنی مطالبات دقیقاً همین کار را میکند و کنارش دفتر چک سررسیدها را نگه میدارد.
یک عادت ساده که خیلی کمک میکند: هر دریافت را به فاکتورش تخصیص بدهید، نه اینکه فقط «از فلانی ده میلیون گرفتیم» ثبت کنید. وقتی تخصیص میدهید، سیستم میداند کدام فاکتور هنوز باز است؛ وقتی ندهید، فقط یک ماندهٔ کلی دارید و هیچوقت نمیدانید کدام محموله تسویه نشده.
کارتن و عددی، بدون کالای تکراری
عمدهفروش معمولاً کارتنی میفروشد ولی گاهی خرده هم میدهد. یک کالا با چند بارکد و ضریب بستهبندی، این را حل میکند: بارکد کارتن ۲۴ عدد به فاکتور اضافه میکند، بارکد تکی یکی. موجودی همیشه به واحد پایه است.
سود واقعی هر کالا، نه سود کلی
عمدهفروشی حاشیهٔ باریک و حجم بالا دارد. یعنی یک کالای زیانده میتواند مدتها بین حجم بالای فروش پنهان بماند. گزارش سود کالا با بهای تمامشدهٔ واقعی، این را بیرون میکشد. اگر میخواهید بدانید حاشیهٔ سود واقعی چطور حساب میشود، یک مقالهٔ جدا دربارهٔ همین داریم.
سؤالهای پرتکرار
پنج سطح قیمت کافی است؟
برای اکثر عمدهفروشیها بله: مصرفکننده، همکار، عمده، عمدهٔ ویژه، و یک سطح ذخیره. اگر قیمتگذاریتان واقعاً برای هر مشتری منحصربهفرد است، سطحها جواب نمیدهند و باید قیمت را روی فاکتور بزنید.
قیمتها را دستهجمعی میشود تغییر داد؟
بله، و در عمدهفروشی این لازم است، چون قیمتها با موج بازار عوض میشوند و تغییر تکتکی برای هزار کالا شدنی نیست.
فروش به مشتریای که هم نسیه دارد هم چک برگشتی، چطور کنترل میشود؟
سیستم جلوی فروش را نمیگیرد، ولی ماندهٔ بدهی و سابقهٔ چک برگشتی مشتری روی پروندهٔ خودش هست. تصمیم با شماست، ولی با اطلاعات.
اگر خودم هم از تولیدکننده عمده میخرم؟
خرید هم با فاکتور خرید ثبت میشود و بهای تمامشده از همان میآید. تخفیفها و هزینههای سربار خرید هم روی بهای تمامشده اثر میگذارند، نه اینکه جدا کنار گذاشته شوند.
حسابشاپ سفارشهای ووکامرس را میگیرد، فاکتور و سند حسابداری را خودش میسازد و موجودی را همتراز نگه میدارد.
شروع رایگان