نرمافزار حسابداری موبایلفروشی؛ اول یک چیز را روشن کنیم
موبایلفروشی از نظر حسابداری دو کسبوکار است: گوشی با تعداد کم و مبلغ بالا که سریال و گارانتی میخواهد، و لوازم جانبی با تعداد زیاد و مبلغ کم. نرمافزار باید هر دو را در یک انبار نگه دارد ولی سودشان را جدا نشان بدهد.
چرا سریال و رجیستری را باید از حسابداری جدا کنید، چرا سود اصلی مغازه معمولاً از لوازم جانبی درمیآید، و نوسان قیمت خرید چه بلایی سر سودتان میآورد.
موبایلفروشی از بیرون یک مغازه است، از نظر حسابداری دو تا. یک طرف گوشی است: تعداد کم، مبلغ بالا، حساسیت زیاد روی سریال و گارانتی. طرف دیگر لوازم جانبی است: قاب و گلس و شارژر و هندزفری، تعداد زیاد، مبلغ کم. این دو تا هیچ شباهتی به هم ندارند و نرمافزاری که فقط یکیشان را ببیند، نصف مغازه را رها کرده.
اول، چیزی که نداریم
ردیابی سریال و IMEI تکبهتک را نداریم. یعنی نرمافزار نمیداند گوشی با IMEI مشخص به کدام مشتری فروخته شده. اگر کل مسئلهٔ شما همین است — رجیستری، گارانتی سریالی، پیگیری تکدستگاه — این نرمافزار جواب شما نیست و بهتر است همینجا وقتتان را نگیریم.
اگر مسئلهٔ شما موجودی، سود، بدهکاری و حسابوکتاب روزانه است، بخوانید ادامهاش را.
سود واقعی معمولاً از جانبی میآید
بیشتر موبایلفروشها این را حسی میدانند ولی عددش را ندارند: حاشیهٔ سود گوشی باریک است و رقابتی، حاشیهٔ سود قاب و گلس و شارژر چند برابر آن. مغازهای که ماهی صد گوشی میفروشد ممکن است سود خالصش بیشتر از جانبی دربیاید تا از گوشی.
ولی تا وقتی هر دو در یک عدد کلی قاطی باشند، این را نمیبینید. چیزی که لازم دارید گزارش سود به تفکیک کالا و دسته است: سود دستهٔ «گوشی» جدا، «جانبی» جدا. تصمیمهای بعدیتان — اینکه قفسه را چه چیزی پر کند و سرمایه کجا برود — از همین عدد میآید.
نوسان قیمت خرید، مسئلهٔ خاص این صنف
قیمت خرید گوشی در ایران ثابت نیست. همان مدل را ممکن است این هفته با یک قیمت و سه هفتهٔ بعد با قیمتی کاملاً متفاوت خریده باشید. حالا سه تا از آن مدل در انبار دارید که با دو قیمت خریداری شدهاند و یکی میفروشید. سودتان چقدر است؟
جوابش به روش بهای تمامشده بستگی دارد. اگر نرمافزار فقط «آخرین قیمت خرید» را نگه دارد، سودی که نشانتان میدهد ساختگی است. بهای تمامشده یا با میانگین موزون حساب میشود یا با FIFO؛ در FIFO قدیمیترین محموله اول مصرف میشود و سود هر فروش با قیمت واقعی همان محموله درمیآید. روش را هر فروشگاه یک بار انتخاب میکند و بعد از اولین گردش کالا قفل میشود، چون عوض کردنش یعنی بازنویسی گذشته. در صنفی که قیمت خریدش موج دارد، این تفاوت، تفاوت بین سود واقعی و سود کاغذی است.
قاب و گلس: تعداد کد، نه حجم فروش
یک مدل قاب برای بیست مدل گوشی، بیست کد جداست. ضرب در چند طرح، و شما چند هزار کد دارید که هرکدام چند هزار تومان میارزند. اینجا تنوع کالا کار را نجات میدهد: یک کالای مادر با زیرمجموعهها، نه هزار کالای مستقل.
و برای فروش سریع سر پیشخوان، استعلام با بارکدخوان یعنی اسکن کنید و قیمت و موجودی بیاید، بهجای گشتن بین سه هزار ردیف.
نسیه و چک، کمتر از آنچه فکر میکنید بیخطر است
فروش عمده به مغازههای کوچکتر و همکارها معمولاً نسیه یا با چک است. مدیریت چک سررسیدها را نگه میدارد و گزارش سنی مطالبات میگوید کدام همکار چند روز است بدهکار مانده. در صنفی که مبلغ هر فقره بالاست، دو ماه غفلت یعنی سرمایهٔ در گردشِ رفته.
سؤالهای پرتکرار
پس برای رجیستری و IMEI چه کنم؟
آن را جدا نگه دارید. رجیستری یک فرایند قانونی است با سامانهٔ خودش؛ حسابداری کار دیگری است. تلاش برای اینکه یک نرمافزار هر دو را انجام بدهد معمولاً یکیشان را نصفه میکند.
گوشی و جانبی را در یک نرمافزار نگه دارم یا دو تا؟
یکی. دو سیستم موازی یعنی دو تا موجودی، دو تا صندوق و یک سود که هیچوقت جمع نمیشود. کافی است دستهبندیشان جدا باشد تا گزارش بتواند تفکیک کند.
اگر آنلاین هم میفروشم؟
اگر سایت ووکامرسی دارید، موجودی باید یکجا باشد وگرنه همان قابی که سر پیشخوان فروختید در سایت هنوز موجود است. اتصال فروشگاه به حسابداری همین را حل میکند.
تعمیرات هم انجام میدهم، آن را چطور ثبت کنم؟
اجرت تعمیر را میشود بهعنوان یک قلم خدمت روی فاکتور آورد، ولی قطعهٔ مصرفی از موجودی کم میشود. مدیریت پذیرش و تحویل دستگاه اما جای دیگری باید انجام شود.
حسابشاپ سفارشهای ووکامرس را میگیرد، فاکتور و سند حسابداری را خودش میسازد و موجودی را همتراز نگه میدارد.
شروع رایگان